ef89b5bd-6139-4efc-8ba5-813246561ac8
شناسه خبر : 16852
تاریخ انتشار : ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
موکب عقیله؛ پژواک احساسات پاک کودکان در روزهای بحران
در دل شب‌های پرشور و اشک‌آلود تهران، زمانی که آسمان شهر با فریادهای یکپارچهٔ «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» به لرزه درآمده بود، موکب بین‌المللی زنان عقیله، نه به مثابه یک نقطهٔ ساکت، که چون کانونی تابناک از مهر و خلاقیت، پرچم‌دار فعالیت‌های فرهنگی و هنری، ویژهٔ کودکان و نوجوانان شد.
این موکب، از همان ساعات نخستین تجمعات گستردهٔ مردم در محکومیت حملات ددمنشانهٔ رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن به خاک ایران، در دو کانون مهم تهران؛ میدان تجریش و  خرمدره (زنجان)، برپا شد و به پناهگاهی امن و پرنشاط برای کوچکترین و حساسترین قشر این اجتماع عظیم تبدیل گردید. هدف ما در این موکب، فراتر از همراهی صرف با شعارها بود.
ما باور داشتیم که در میان این هیاهوی حق‌به‌جانب سیاست و جنگ، باید گوشه‌ای باشد برای نفس‌کشیدنِ معصومیت. فضایی که کودکان بتوانند در آن، لحظاتی از بار سنگین رویدادهای پیرامون رها شده و با زبان خودشان – زبان بازی، رنگ و احساس – با جهان درگیر شوند.
موکب عقیله، با برنامه‌های متنوع و حساب‌شدهٔ خود، تلاش کرد تا پیام مقاومت و امید را نه از طریق خطابه، که از مسیر قلب‌ها به نسل آینده منتقل کند. کودکان، قربانیان خاموش هر جنگی هستند. ذهن پرسشگر آن‌ها، عمق فاجعه را درک می‌کند، بی‌آنکه ابزاری برای بیان آن داشته باشند.
برنامه‌ریزی ما در موکب زنان عقیله، معطوف به ایجاد همین ابزارهای بیانیِ غیرمستقیم، خلاق و شفابخش بود. مربیان و فعالان فرهنگی زن در موکب، نه به عنوان معلم، که به شکل دوستانی بزرگ‌تر، کنار کودکان می‌نشستند. به دردل‌های ساده اما عمیق آن‌ها گوش می‌سپردند: «چرا این‌ها به ما حمله می‌کنند؟»، «بچه‌های میناب حالشان خوب شد؟». در پاسخ، با زبانی کودکانه و از طریق داستان‌ها و تمثیل‌های قومی، مفاهیم وطن‌دوستی، دفاع از مظلوم و هویت ملی به آنان آموزش داده می‌شد.
این دیالوگ، تبادلی یک‌طرفه نبود، بلکه درس‌های بزرگی از صفا و صداقت کودکانه برای ما به ارمغان داشت. نقاشی و خطاطی روی پرچم غرفه‌ای ویژه، میزبان بوم‌های بزرگی به شکل پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران بود. کودکان با شور و ذوقی وصف‌ناشدنی، دور این بوم‌ها جمع می‌شدند. قلم‌موها و مدادهای رنگی، تبدیل به سلاح‌های نمادین آن‌ها می‌شد. کشیدن خورشید، کبوتر، گل‌های لاله (نماد شهدا) و نقش‌های الهام‌گرفته از نقوش اسلیمی، راهی بود برای حک کردن عشق و ارادهٔ خود بر تار و پود وطن. در گوشه‌ای دیگر، برگه‌های رنگ‌آمیزی با تصاویر نمادینِ «مقاومت»، «حرمت خانه» و «دست‌های به هم پیوسته»، فرصتی برای آشنایی غیرمستقیم با این مفاهیم فراهم می‌آورد.
بازی، جهان کودکان است. ما این جهان را به خدمت گرفتیم تا خشم و انزجار طبیعی آن‌ها را در مسیری خلاقانه و بی‌آسیب هدایت کنیم. بازی محبوب «لی‌لی»، اما این بار بر روی تصاویر چاپ‌شدهٔ سران استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی طراحی شده بود. هر پرش کودک بر روی این تصاویر، همراه با تشویق حاضرین، نوعی پیروزی نمادین و رهاسازی احساسات منفی بود. همچنین، ساخت کاردستی‌های ساده با طرح‌های ملی (مانند ساخت پرچد با کاغذ) و بازی‌های گروهی شاد، فضایی سرشار از خنده و انرژی مثبت ایجاد می‌کرد. دیوار دلنوشته‌های کودکان این دیوار، شاید تلخ‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین بخش فعالیت‌های ما بود.
دیواری سفید که به قلم‌های رنگی و خطوط ناپختهٔ کودکان سپرده شده بود. روی آن می‌نوشتند: «دلم برای بچه‌های غزه تنگ شده»، «امیدوارم جنگ تمام شود»، «سردار حاج قاسم از ما محافظت می‌کند»، «آمریکا، دستت را از سر بچه‌های ما بردار». هر دلنوشته، پنجره‌ای بود به دنیای درونی کودکی که بار سنگینی بر دوش می‌کشید. این دیوار، آینهٔ تمام‌نمای احساسات پاک و ناگفتهٔ نسلی بود که در معرض تلخی‌های جهان بزرگسالان قرار گرفته است. غرفهٔ طراحی چهره، از پرطرفدارترین ایستگاه‌ها بود. صورت کودکان، بوم هنرمندان ما می‌شد. نقش پرچم ایران، طرح‌های گل لاله، کلمهٔ «عقیله» و نماد صلح، بر گونه‌های معصوم آن‌ها نقش می‌بست. این کار، بیش از هر چیز، احساس تعلق و هویت را در آن‌ها تقویت می‌کرد. کودکی که با پرچم ایران روی صورتش در جمع حاضر می‌شد، با غروری کودکانه، خود را بخشی از این پیکرهٔ بزرگ مقاومت می‌دید.
موکب بین‌المللی زنان عقیله، در این شب‌های تاریخی، فراتر از یک «غرفه» یا «چادر خدمات‌رسانی» عمل کرد. این موکب به یک «نماد» تبدیل شد؛ نماد حضور آگاهانه، خلاق و مادرانهٔ زنان ایران در متن بحران‌های اجتماعی. حضوری که خشونت را نه با خشونت، که با آغوش گشوده، رنگ و بازی پاسخ گفت.

این فعالیت‌ها نشان داد که چگونه می‌توان پیام‌های بزرگ ملی و انقلابی را با زبان لطیف هنر و کودکی درآمیخت و به گوش نسل نو رساند. موکب عقیله، در کنار همهٔ شعارها و خشم‌های به‌حق، نوایی دیگر سر داد: نوای امید، زندگی و آینده. ما بار دیگر به خود و همهٔ ناظران ثابت کردیم که مقاومت یک ملت، تنها در میدان نبرد تعریف نمی‌شود، بلکه در نقاشی یک کودک، در نوشتهٔ سادهٔ او بر دیوار و در چشمان درخشانش هنگام بازی نیز جاری و پابرجاست. این معادله، شاید به زبان ریاضی، بیانگر تلاش ما برای حداکثرسازی شادی و آموزش در طول زمان برگزاری موکب باشد. دستاورد نهایی، خلق فضایی بود که در آن، کودکانِ حاضر در تجمعات شبانهٔ تهران، اگرچه برای لحظاتی کوتاه، اما «کودکی» کردند و پیام مقاومت را در قالبی ماندگار و عاطفی در وجود خود ثبت نمودند.

۱۰.۱۰ پربازدید!

منبع : موکب عقیله

آخرین اخبار ویژه

ef89b5bd-6139-4efc-8ba5-813246561ac8
گزارشی از فعالیت موکب عقیله در تجمعات شبانه
موکب عقیله؛ پژواک احساسات پاک کودکان در روزهای بحران
14
گفتگو با مسئول موکب بین المللی زنان عقیله
روایت زنی که می‌خواهد "مدینه فاضله شیعی" را در کربلا بسازد
photo_2024-08-02_10-04-48
گزارشی از پیاده روی اربعین؛ در قلبِ رودِ سیاه
خاکی که با هر گام قصه های هزاران پا را روایت می کند
photo_2024-08-25_15-38-48
روایتی از بانوی موکبدار در اربعین حسینی ؛
برکات خادمی زوار اربعین را در زندگی ام حس می کنم
c926e615-981a-4abb-92db-2fa845ed0a5f (1)
گزارشی از موکب های مشایه؛
موکبی برای قرائت قرآن در مسیر پیاده‌روی اربعین
2
قسمت اول : طلب
روایتی متفاوت از واقعه عاشورا
photo_2024-08-22_15-34-15
روایت خادمان اربعین
پذیرایی خانوادگی از زائران اربعین
photo_2024-08-20_21-09-50
شفای همسرم را از سیدالشهداء گرفتم
خانوادگی خادم الحسین هستیم
2
روایت بانوان موکب دار عقیله ای 4 ؛
مسیر پیاده روی اربعین امن ترین نقطه عالم است
photo_2024-08-02_10-08-19
روایتی از بانوان آبادانی در موکب شلمچه؛
زنانی که در اربعین حسینی خادمی را برگزیدند
95
روایتی از پیاده روی اربعین ؛
مشایه را در اربعین باید چشید
حدادی-1-e1696664592182-1-e1696670713937
روایت بانوان عقیله:
سفر خیالی کودکان با طعم عسل در حاشیه راهپیمایی اربعین