
خون تو ، خیابان های ما را فتح خواهد کرد
نه بیپدر شدیم و نه بیصاحب . ما ، نه بیپدر شدیم و نه بیصاحب؛ پدر رفت اما ماند آنچیزی که یک پدر باید به میراث فرزندش ببخشد؛ خون .. خونش هست.پدر نه که نرفته، که صدها مرتبه ماندگار شده و

نه بیپدر شدیم و نه بیصاحب . ما ، نه بیپدر شدیم و نه بیصاحب؛ پدر رفت اما ماند آنچیزی که یک پدر باید به میراث فرزندش ببخشد؛ خون .. خونش هست.پدر نه که نرفته، که صدها مرتبه ماندگار شده و

همزمان با فرارسیدن میلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا (س)، اردوی زیارتی–فرهنگی خادمان موکب بینالمللی زنان عقیله با سفر به مشهد مقدس برگزار شد؛ اردویی که با محور تقدیر از بانوان و مادران موکب و بازخوانی نقش زن در فرهنگ مقاومت و

امروز، با غروب آخرین روزهای اربعین حسینی ۱۴۰۴، موکب “بینالمللی زنان عقیله” نیز همچون پرندهای نجیب، بالهای خدمت خود را به نشانه وداع موقت، جمع کرد. صحنهای که شاهدش بودیم، نه یک پایان ساده، که ختمی پراشک و آکنده از عظمتِ

در موکب بینالمللی عقیله بانوانی از گوشهوکنار جهان در کربلا گرد هم آمدهاند تا با طب سنتی، برنامههای آموزشی کودک و کارگاههای هنری به زائران اربعین خدماتی متفاوت و ماندگار ارائه کنند.

عضو فراکسیون محور مقاومت مجلس در یادداشتی نوشت: روبروی گنبد زیبای حضرت ابوالفضل العباس (ع)، سرم را از شرمساری پایین گرفتهام؛ آقا جان؛ گرچه شما نیستید که آب و غذا به خیمههای خشک و سوزان زنان و کودکان غزه برسانید، اما
امروز، با غروب اربعین حسینی ۱۴۰۴، موکب “بینالمللی زنان عقیله” نیز به کار خود پایان داد . نه یک پایان ساده، که ختمی پراشک و آکنده از عظمتِ عشقی بیمنت بود؛ عشقی که نام “زینب” و “عقیله بنیهاشم” بر پیشانی داشت.
موکب عقیله، امروز چادرهایش را بست، اما “چراغ خدمت”اش را در قلب تاریخ اربعین ۱۴۰۴ و در اعماق وجود هر بیننده و زائری، روشن نگاه داشت.
فروغ چادرهای خادمان عقیله خاموش شد، اما شعله عشقشان در راه حسین (ع)، تا ابد فروزان است.
السلام علیک یا زینب! السلام علیک یا مظهر صبر و خدمت!
و وعده دیدار دوباره، در اربعین ۱۴۰۵…
امروزه مردمان با گوشهایشان عاشق می شوند
مراقب باش تا ترنمی بر جانت بنشیدند که از خانه ی دوست در فضا منتشر شده باشد
آنچه در خانه ی چشمانت می نشیند نقش نگار ماست
نقشی از جمال یار بر کرانه های هستی مراقب جان مشتاقت باش…
عشق و پایداری و شهادت، رمز جاودانگی عاشورا، راز اربعین
نور، نوا و نمایش، اکسیر خلق و مانایی در پهنه ی هنر
اکسیر حیات، پیشکش جان مشتاق شما
هنر رساترین زبان شناخته شده در روایت حقیقت و ایمان
هنر زیباترین روایت حیرت و عشق و مستی و جاودانگی…
حیرت و مستی بر جان عاشقان نوش..