

وقتی قلم سیدمهدی شجاعی بر کاغذ مینشیند تا روایتگرِ «بزرگترین دختر عالم» باشد، کلمات نه تنها واژههایی برای بازگویی تاریخ، که آینههایی میشوند برای بازتابِ غربتِ دخترکی که در کورانِ حوادث پس از عاشورا، بزرگترین بارِ اندوهِ عالم را بر شانههای کوچک خود حمل کرد.
در میان هیاهوی خاکستریِ روزهای پس از عاشورا، در آن لحظاتِ سنگین و نفسگیر اسارت، تصویرِ دخترکی خردسال باقی مانده است که نامش با «صبر» و «مظلومیت» گره خورده است: حضرت رقیه (س). کتاب «بزرگترین دختر عالم»، اثری است که با قلمِ توانمند و لطیف سیدمهدی شجاعی، به بازسازی این تصویرِ زلال و در عین حال جانکاه پرداخته است.
این اثر، تنها یک روایت تاریخیِ خشک نیست؛ بلکه پنجرهای است که نویسنده گشوده تا نونهالان و نوجوانان، آن سویِ واقعه عاشورا را نه فقط از دریچه تاریخ، که از نگاهِ کودکی ببینند که معنایِ عمیقِ فراق و رنج را در ویرانههای شام به دوش کشید. شجاعی با نثری که گاه به شعر پهلو میزند، تلاش کرده است گوشهای از مصائب و صلابتِ این بانویِ کوچکِ دشت کربلا را ترسیم کند.
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این اثرِ ارزشمند را در قابی از تصویرگریهای تأثیرگذارِ ماهنی تذهیبی در سال ۱۳۸۸ به دستِ مخاطبان سپرد؛ کتابی ۳۲ صفحهای که برای گروه سنی بالای ۹ سال طراحی شد تا شاید بتواند عطشِ دانستنِ نسلِ جدید را از واقعه کربلا سیراب کند. کششِ این اثر به قدری بود که در سال ۱۳۹۳، مرزها را درنوردید و حق نشرِ اسپانیاییاش به ناشری خارجی واگذار شد تا صدایِ رقیه (س) در گوشِ جهانیان نیز طنینانداز شود.
حالا که در آستانه پنجم صفر، سالروز وفاتِ این دخترِ خردسال هستیم، «بزرگترین دختر عالم» دوباره خودنمایی میکند؛ کتابی که همین سال گذشته نیز در پویش ملی «خیمه کتاب» – حاصلِ همافزایی ستاد محرم و اربعین کانون و سکوی «فراکتاب» – خوش درخشید و در مسابقه کتابخوانی، مخاطبانِ ۷ تا ۱۲ ساله را به میهمانیِ تأمل در روزهایِ سختِ پس از کربلا دعوت کرد. خواندنِ این کتاب، نه تنها مرورِ یک واقعه که تماشایِ عظمتِ روحیِ کودکی است که نامش در تاریخ، «بزرگترین دختر عالم» شد.
۱۰.۸ پربازدید!





